بی حرمتی کردن معنی انگلیسی desecrate violate واژههای انگلیسی با این معنی blaspheme کفرگفتن (به)، بي حرمتي (بمقدسات) کردن blasphemously کفرگفتن (به)، بي حرمتي (بمقدسات) کردن unhallow کفر آميز کردن، ملوث کردن، بي حرمتي کردن outrage دست درازي، تخطي، غصب