بی زحمت معنی انگلیسی effortless soft painless واژههای انگلیسی با این معنی convenient بي زحمت، راحت، مناسب strike off بي زحمت ايجاد شدن، بي زحمت درست کردن. easier اسان، سهل، بي زحمت easiest اسان، سهل، بي زحمت easy اسان، سهل، بي زحمت eath اسان، سهل، بي زحمت. effortless بي کوشش، آسان، ناکوش