بی عقل معنی انگلیسی booby crazy insane insensate lunatic mad mindless nitwit unreasoning unwise واژههای انگلیسی با این معنی irrational نامعقول، سکته دار، بي عقل thriftless ولخرج، مسرف، بي عقل معاش injudicious غير عاقلانه، بي خردانه، مبني بر بي خردي irrationable نامعقول، بي معني، عبث cannier داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط canniest داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط canny داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط