بی مایه معنی انگلیسی shallow واژههای انگلیسی با این معنی pay the piper بي مايه فطير است، هرچه پول ميدهي اش ميخوري rimester قافيه ساز، شاعر بي استعداد وکم مايه، شاعرک. one horse يک اسبه، مخصوص يک اسب، بي مايه penny a line ارزان، پست، ارزان نويس knave فرو مايه، ادم پست فطرت، ادم رذل meagre lime آهک کم مايه، آهک ضعيف، آهک بي برکت yeasty کف دار، جوشنده، مضطرب disreputable بدنام (کننده)، بي ابرو (سازنده)، مايه رسوايي poor lime آهک کم مايه، آهک بي برکت، آهک کم ريع criticaster ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه .