بی هدف معنی انگلیسی aimless desultory erratic idle meaningless purposeless unfocused واژههای انگلیسی با این معنی sitting duck هدف بي دفاع واسان (جهت حمله وانقاد). wild shot تير پراکنده، تير بي هدف stravage سرگردان بودن، بي هدف بودن، پرسه زدن. stravaig سرگردان بودن، بي هدف بودن، پرسه زدن. fire bee نوعي هدف کش کنترل شونده از روي زمين، نوعي هواپيماي بي خلبان توربوجتي