دیکشنری فارسی

stravage

معنی فارسی

سرگردان بودن بي هدف بودن پرسه زدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/strǝ vāg´/vi.

(اسکاتلند و ایرلند) پرسه زدن، ول گشتن (starvaig هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «سرگردان بودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن