دیکشنری فارسی

traipse

UKtreips UStreıps

معنی فارسی

قدم زدن راه رفتن بزحمت راه رفتن سرگردان بودن ول گشتن هرزه گردي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/trāps/n., vi., vt.

● (عامیانه)

● خرامیدن، یالم یالم راه رفتن، خیابان گز کردن، چمیدن، مچیدن

● خرامش، پرسه، چمش

تعریف انگلیسی

verb
  1. walk or tramp about “Somebody ----s PP” “The children traipse to the playground”

واژه‌های دیگر با معنی «قدم زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن