traipse
UKtreips
UStreıps
معنی فارسی
قدم زدن راه رفتن بزحمت راه رفتن سرگردان بودن ول گشتن هرزه گردي کردن.
معنی کامل و مثالها
/trāps/n., vi., vt.
● (عامیانه)
● خرامیدن، یالم یالم راه رفتن، خیابان گز کردن، چمیدن، مچیدن
● خرامش، پرسه، چمش
تعریف انگلیسی
verb
- walk or tramp about “Somebody ----s PP” “The children traipse to the playground”