بی وسیله معنی انگلیسی barehanded واژههای انگلیسی با این معنی bare handed بي اسلحه، بي وسيله، دست تنها. radio range ايستگاه ناوبري راديويي يا تعيين محل، هدفها به وسيله بي سيم radio detection اکتشاف راديويي، در معرض اکتشاف به وسيله بي سيم resourceful کاردان، با تدبير، بي وسيله shiftless بيدست وپا، بي کفايت، بي تدبير PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار dogmatic marxism مارکسيسم جزمي، مارکسيسم دگماتيک، اصطلاح ابداعي لنين براي مارکسيسم اوليه و edict of emancipation منشور آزادي، فرماني که به تاريخ سوم مارس 1861 به، وسيله الکساندر دوم امپراطور روسيه صادر automatize خودکار کردن، کسي را بي اراده الت دست کردن، خودکار کردن يک وسيله دستي