بیابان معنی انگلیسی desert waste wasteland wilderness واژههای انگلیسی با این معنی desert بيابان، دشت، صحرا godforsaken بيابان، دشت، صحرا tergiversated بيابان، دشت، صحرا wilderness بيابان، صحرا kalahari بيابان کالاهاري nearer the end نزديک تر بيابان shinny نوعي بازي هاکي غيررسمي در صحرا و بيابان manna من خوراک آسماني که براي بني اسرائيل در بيابان، آماده بود، حلواي قدرت semidesert نيمه صحرا، نيمه بيابان، نيمه بري seminomad مردم نيمه چادرنشين، نيمه بيابان گرد. paramo دشت بيآب و گياه، بيابان سرد و خشک weald جنگل، دشت.، بيابان wild land زمين باير و لم يزرع، صحرا، بيابان. apostatized از دين برگشته، دست از کيش خود کشيده، مرتد شده