بیشتر از
معنی انگلیسی
plus
واژههای انگلیسی با این معنی
- more than بيشتر از
- outsit بيشتر نشستن از، بيشتر ماندن از
- outstay بيشتر ماندن از
- outshine بيشتر درخشيدن از، تحت الشعاع قرار دادن، پيشي گرفتن از
- outshone بيشتر درخشيدن از، تحت الشعاع قرار دادن، پيشي گرفتن از
- outwalk بيشتر راه رفتن از، تجاوز کردن از
- outvote بيشتر راي بردن از
- outwear بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن
- outwore بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن
- outlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمرکردن از، گور کردن
- overlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمر کردن، گور کردن
- outwatch بيشتر بيدار ماندن از
- outsell بيشتر يا بهترفروختن از، بهتر فروش رفتن از
- outsold بيشتر يا بهترفروختن از، بهتر فروش رفتن از
- outnumber (ازحيث شماره) بيشتر بودن از
- semidouble داراي گلبرگهاي بيشتر از معمول.
- transuranic داراي عدد اتمي بيشتر از اورانيم.
- transuranium داراي عدد اتمي بيشتر از اورانيم.
- triplebogey حساب سه ضربه بيشتر از استاندارد در هر، بخش از بازي گلف
- bells and whistles يک توضيح غير رسمي از ويژگي هاي بيشتر يک، سيستم کامپيوتري که شامل گرافيک، نمايش
- parliamentary train قطار راه آهني که ميلي يک PENNY بيشتر از، مسافر نميگيرد
- yearling جانور بيشتر از يکساله و کمتر از دو ساله، يکساله
- man-up بازي با يک نفر بيشتر از تعداد افراد حريف
- multitudinist کسيکه توده مردم را بيشتر از افراد رعايت مي، کند