بیشتر کردن معنی انگلیسی add augment exacerbate heighten واژههای انگلیسی با این معنی outwear بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن outwore بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن overlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمر کردن، گور کردن outfox زرنگتر بودن، بيشتر از ديگري مردرندي کردن، ذکاوت بيشتر به خرج دادن hoard اندوخته، ذخيره، احتکار sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي prima-facie evidence مدرک به ظاهر قاطع، مدرک محمول بر صحت، مدرکي که در صورت تکذيب يا توضيح طرف redshirt دانشجو را به منظور آماده سازي بيشتر يکسال، از شرکت در مسابقات معاف کردن، دانشجوي preponderate سنگين تر بودن، چربيدن، بيشتر بودن heft سنگيني، بيشتر، بخش عمده outlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمرکردن از، گور کردن outwalk بيشتر راه رفتن از، تجاوز کردن از