بین المللی
معنی انگلیسی
cosmopolitan international
واژههای انگلیسی با این معنی
- international بين المللي، عضو مسابقه قهرماني بين المللي
- international line خط بين المللي، خط خارجي
- standard time وقت بين المللي، ساعت بين المللي، ساعت استاندارد
- international custom عرف بين المللي
- international practice رويه بين المللي، عرف بين المللي، روش جاري بين المللي
- internationalize بين المللي کردن، درزير حمايت ملل گوناگون اوردن
- internationality جنبه بين المللي، حالت بين المللي
- international meeting مجمع بين المللي
- international treaties عهود بين المللي
- international reserves ذخائر بين المللي، اندوخته هاي بين المللي
- international acts اسناد بين المللي، مستندات بين المللي
- international comity نزاکت بين المللي
- international equilibrium تعادل بين المللي
- international etiquette نزاکت بين المللي
- internationalization بين المللي کردن.
- system international سيستم بين المللي
- international call مکالمه بين المللي، سيستم واحدهاي الکتريکي بين المللي
- international court دادگاه بين المللي
- international migration مهاجرت بين المللي
- international loans استقراض بين المللي، بدهيهاي بين المللي
- international dualism دوگانگي بين المللي
- international liquidity نقدينگي بين المللي
- international telephone circuit خط تلفني بين المللي
- international exchange مرکز تلفن بين المللي