تاب تحمل معنی انگلیسی tolerance واژههای انگلیسی با این معنی bear خرس، تحمل کردن، تاب آوردن abided انتظار کشيدن، منتظر بودن، تاب آوردن abides انتظار کشيدن، منتظر بودن، تاب آوردن domiciling انتظار کشيدن، منتظر بودن، تاب آوردن patience شکيبايي، شکيب، بردباري abiding پايدار، پايا، ساكن intolerable تاب نياوردني، تحمل ناپذير، سخت bode انتظارکشيدن، منتظربودن، تاب اوردن sustainable قابل تحمل، تاب اوردني. supportable تاب آوردني، قابل تحمل