تابلو معنی انگلیسی chart shingle tablet واژههای انگلیسی با این معنی signboard تابلو، لوحه، سرلوحه sign writer تابلو نويس، لوحه نويس panel box جعبه تابلو panel cutout فيوز تابلو switch board panel تابلو کليد signpost تابلو اعلان، تير حامل اعلان، تابلو راهنما. traffic sign تابلو علايم، لوحه نشانه گذاري، تابلو نشانه گذاري guidepost تابلو راهنما، تير راهنما، هر چيزي که مشابه راهنما يا نمونه باشد callboard تابلو اعلانات graphic panel تابلو نگاره اي. touch sensitive tablet تابلو حساس به تماس guide board تابلو راهنما (در راهها) deflection board تابلو انحراف سنج (دريايي)، تابلو تصحيح سمت (توپخانه)، طرح تير خمپاره انداز ambiances نقوش و تزئينات اطراف يک تابلو نقاشي، محيط، ماد ambiance نقوش و تزئينات اطراف يک تابلو نقاشي، محيط ambience نقوش و تزئينات اطراف يک تابلو نقاشي، محيط. billboard تابلو بزرگ اعلانات که کنار بزرگراه ها و، گذرگاه هاي، عمومي ميزنند storyboard فيلمنامه ي مصور، تابلو، پوسترها و عکسهاي فيلم يا ويدئو facia لوحه، صفحه اي که نام وپيشه دکاندار روي ان نوشته، ميشود