تاخت و تاز معنی انگلیسی attack foray incursion inroad offensive onslaught raid واژههای انگلیسی با این معنی invasion تاخت و تاز، هجوم، استيلا inbreak تاخت و تاز، هجوم، تهاجم foray تاخت و تاز، تهاجم، تهاجم کردن irrupt تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني irruption تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني irruptively تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني incursion تاخت و تاز، تهاجم، تاراج inroad تاخت و تاز، تهاجم، تعدي gallopaded تاخت و تاز invade تاخت و تاز کردن، هجوم کردن بر، حمله کردن بر overrun تاخت و تاز کردن در، تاراج کردن، تهاجم کردن golden horde سپاهيان مغول که در قرن سيزدهم اروپاي، شرقي را مورد تاخت و تاز قرار دادند. incursive تهاجم کننده، تهاجمي، تاخت و تاز اميز invasive هجوم کننده، مهاجم، تاخت و تاز کننده