تار ساز معنی انگلیسی fibroid واژههای انگلیسی با این معنی fibrinogenic وابسته به يا همانند تار لخته زا، تار لخته زا ساز retiary شبکه اي، دامي، شبکه ساز pentachord مو، پنج تار، ساز پنج سيمه webber تننده تار، دستکش ساز.