تار و پود معنی انگلیسی fiber fibre واژههای انگلیسی با این معنی warp and woof تار و پود، پايه و اساس، بنيان. warp and weft تار و پود texturally بافت، تار و پود، ساخت texture بافت، تار و پود، ساخت heartstrings احساسات عميق، تار و پود قلب biased fabric پارچه جندلايه اي که بصورت اريب با تار و، پود پارچه بريده شده است