تار کردن معنی انگلیسی mist obscure shades واژههای انگلیسی با این معنی infinity method روش موازي کردن دو خط تار موي دوربين، تنظيم دوربين در بينهايت becloud تاريک کردن، ابري کردن، تار کردن dim تار، تاريک، تيره sand blind نبم کور، تار چشم، کند کودن