تارک دنیا معنی انگلیسی monk واژههای انگلیسی با این معنی wimple کلاه زنان تارک دنيا، پوشاندن، چين دار کردن nunneries خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير nunnery خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير abbess رئيسه صومعه زنان تارك دنيا conventual متعلق بخانقاه (زنان تارک دنيا) hermitess زن گوشه نشين، زن تارک دنيا hermit زاهدگوشه نشين، گوشه نشين، تارک دنيا hermitically زاهدگوشه نشين، گوشه نشين، تارک دنيا