تاق معنی انگلیسی roof واژههای انگلیسی با این معنی voussoir سنگ تاق ضربي archivolt قوس دروني تاق ضربي، گچبري سقف تاق ضربي surbased وابسته به نيم دايره يا تاق ضربي که ارتفاع، قوس آن نصف پهناي آن است unroof بام يا سقف چيزي را برداشتن، بي تاق کردن atlantes ستونهايي که به شکل انسان درست، شده اند و تاق را نگه ميدارند bolection باريکه ي چوب يا گچبري که از سطح، ديوار يا تاق برجسته تر باشد . undouble منفرد کردن، بي جفت کردن، تاق کردن subprincipal معاون رئيس مدرسه، نايب رئيس، تير فرعي تاق. arcuation خم شدگي، انحنا، کماني بودن