تامین
معنی انگلیسی
provision safety security
واژههای انگلیسی با این معنی
- securement تامين، تحصيل، تشييد.
- safety limit حد تامين
- water-supply تامين آب
- quia timet حکم تامين، قرار تامين، دستور موقت
- cryptosecurity تامين رمز، حفاظت مکاتبات رمزي
- give security for تامين کردن، تامين دادن، ضامن دادن
- safeguard تامين کردن، امن نگهداشتن.
- safety factor ضريب تامين، عامل تامين
- local security تامين محلي
- preservation of evidence تامين دليل
- internal security تامين داخلي، امنيت داخلي، عمليات ضد شورشي
- area security تامين منطقه، تامين منطقه عمليات
- supply port درگاه تامين، درگاه تدارکاتي.
- troop safety تامين عده ها، حفاظت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمي
- appropriation reimbur sement تامين اعتبار، تامين سپرده يا وثيقه
- chemical security تامين شيميايي، حفاظت بر عليه مواد شيميايي
- physical security تامين تاسيسات، حفاظت تاسيسات
- safety diagram دياگرام تامين
- safety stakes دستکهاي تامين
- social security تامين اجتماعي
- signal security تامين مخابراتي، حفاظت امور مخابراتي يا ارتباطات
- communication security تامين مخابراتي، برقراري تامين مخابراتي
- elevation of security زياد کردن تامين، بالا بردن حاشيه امنيت
- collective security تامين دسته جمعي، تامين اجتماعي.