تخم ریختن معنی انگلیسی seed واژههای انگلیسی با این معنی spat تخم صدف، تخم ريختن، ريختن (تخم) oviposit تخم گذاشتن، تخم ريختن seed تخم، دانه، نسل blow out تخم گذاشتن در، ريختن کندن، وزش