تخم ماهی معنی انگلیسی caviar caviare egg roe واژههای انگلیسی با این معنی spawn تخم ماهي، اشپل، تخم صدف fish-spawn تخم ماهي soft roe تخم ماهي نر milter ماهي نر هنگام تخم ريزي caviar خاويار، تخم سگ ماهي caviare خاويار، تخم سگ ماهي shedder ريزنده، ماهي تخم ريخته، خرچنگي که تو لک رفته باشد oolite سنگ آهک دان، سنگي که دانه هاي آن مانند است به تخم ماهي oolitic سنگ آهک دان، سنگي که دانه هاي آن مانند است به تخم ماهي pea نخود، خلر، تخم ماهي milt اسپرز، طحال، تخم ماهي نر ackee درخت آکه، ميوه ي درخت آکه، خوراکي که از غلاف تخم آکه و ماهي درست seeder تخم پاش، بذرافشان، دانه گير