تخمین زدن معنی انگلیسی divine estimate evaluate guess judge واژههای انگلیسی با این معنی guesstimate حدس زدن، تخمين زدن. range sensing تخمين مسافت، تخمين زدن برد، مسافت يابي کردن compute شمردن، حساب کردن، تخمين زدن account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن conjecture حدس، ظن، گمان