دیکشنری فارسی

guesstimate

US'gestımıt

معنی فارسی

حدس زدن تخمين زدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/ges´tǝ mit, -māt´/n., vt.

● (آمریکا - خودمانی) حدس بعید، برآورد بسیار تخمینی کردن (guestimate هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

verb
  1. an estimate that combines reasoning with guessing
  2. estimate based on a calculation “Somebody ----s something” “Somebody ----s that CLAUSE”

واژه‌های دیگر با معنی «حدس زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن