تدارک معنی انگلیسی preparation procurement واژههای انگلیسی با این معنی permanent oppropriation تدارک دايمي، سيستم آماد دايمي يا خودکار provided scheme برنامه تدارک شده prepared variation وارياسيون تدارک شده (شطرنج) turnkey system سيستم کامپيوتري که قبلا" تدارک ديده شده، و براي استفاده آماده است، سيستم جامع obligated stocks کالاي تضمين شده يا تعهد شده از نظر تدارک provision تهيه، تدارک، شرط provide تهيه ديدن، تدارک ديدن، مجهز کردن local procurement خريد محلي، تدارک محلي، فرآورده محلي ammunition depot انبار مهمات، محل تدارک مهمات، محل نگهداري مهمات just in time درست بموقع، روشي در تدارک مواد که در آن، کالاهاي مورد نظر درست در زمان نياز دريافت shop supply آماد تعميرگاهي، وسايل لازم براي تعميرگاه، تدارک کردن تعميرگاه logistic route راههاي تدارکاتي، امور لجستيکي يکانها، مسيرهاي لجستيکي تدارکات