تدوین معنی انگلیسی composition formulation preparation واژههای انگلیسی با این معنی codified تدوين کردن، رمزکردن، درقانون نامه گذاردن codifies تدوين کردن، رمزکردن، درقانون نامه گذاردن codify تدوين کردن، رمزکردن، درقانون نامه گذاردن photomontage تدوين عکسها، مونتاژ عکسي codification تدوين قوانين، جمع اوري قوانين framer درست کننده، تنظيم کننده، تدوين کننده montage آميزه ي فرتور، عکس وصله اي، پيوندگري