ترسیمی معنی انگلیسی graphic واژههای انگلیسی با این معنی graph solution حل ترسيمي. descriptive geometry هندسه ترسيمي funicular polygon فونيکولر چند بر ترسيمي، بس گوشه رسني macdraw برنامه اي ترسيمي که براي هنر، معماري، مهندسي يا نقشه کشان و متخصصين مشابه در graphic portfolio نقشه هاي ترسيمي دستي زميني يا دريايي graphic وابسته به (فن) نوشتن، کتابتي، ترسيمي pictographic وابسته به (فن) نوشتن، کتابتي، ترسيمي descriptive توصيفي، تشريحي، دربردارنده توصيف