ترش کردن معنی انگلیسی acidify sour واژههای انگلیسی با این معنی acidified ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن acidifies ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن acidify ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن acetify تبديل سرکه کردن، ترش کردن، تبديل سرکه شدن acerbate تند و تيز کردن، ترش کردن، تلخ و گس کردن vinegar سرکه، سرکه زدن، ترش کردن acidulate ميخوش کردن، ملس کردن، کج خلق ساختن acidulation ميخوش کردن، ملس کردن، کج خلق ساختن fox روباه، روباه بازي کردن، دورويي کردن tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي