تسریع کردن معنی انگلیسی accelerate expedite hasten quicken speed واژههای انگلیسی با این معنی expedite تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن expeditor تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن accelerate شتاباندن، تسريع کردن، تند کردن festinate شتابانيدن، تسريع کردن، پيش انداختن vernalize گل دادن، ميوه اوري را تسريع کردن. hasten شتابانيدن، شتاباندن، تسريع کردن