تشر معنی انگلیسی barb exclamation pout retort snap واژههای انگلیسی با این معنی brusquerie تشر، تشرزني، ناگه گويي و خشونت huff تغير، اوقات تلخي، تشر browbeat عتاب کردن، نهيب دادن (به)، تشر زدن intimidator ترساننده، تهديد کننده، تشر زننده