تعبیه
معنی انگلیسی
contrivance
واژههای انگلیسی با این معنی
- lash up تعبيه، ابتکار، اسباب.
- bulit in check تست تعبيه شده، رجوع کنيد به: automatic check
- embeded command فرمان تعبيه شده
- built in fonts شکل حروف تعبيه شده
- embedded systems سيستم هاي تعبيه شده
- improviser (improvisor) تعبيه کننده، کسيکه بسرعت يا بلا مقدمه چيزيرا ميسازد.
- foundation joint درز اتصالي که بين پي و ساختمان تعبيه، ميشود
- wing tanks تانکهاي سوخت که داخل بال تعبيه شده يا، بخشي از بال را تشکيل ميدهد
- kerb inlet روزنه يا منفذي که در زير جدول جهت عبور، آب باران تعبيه ميشود
- air-brick آجر سوراخدار که در داخل ساختمان جهت، عبور هوا تعبيه ميشود
- sponson جدار توخالي يا جاسازي شده در بدنه تانک، براي تعبيه مهمات يا بي سيم، سکوي استقرار توپ روي برجک
- gobo ديواره ي سياه رنگي که براي کاستن ميزان نور، در دوربين فيلمبرداري تعبيه ميشود، صداگير
- hard sectored ديسک لرزاني که در آن سوراخهايي به منظور، تعيين حدود هر قطاع يا بخش تعبيه و منگنه، شده است
- accelerating pump پمپ کوچکي که به منظور تامين فوري مخلوط، غليظ سوخت و هوا در کابراتور تعبيه ميشود
- shebang امر مورد علاقه، کار، ابتکار
- work out از کار کاردراوردن، در اثر زحمت وکار ايجاد کردن، حل کردن
- ABIOS سر نام Advanced Basic Input/Output System، معناي سيستم ورودي/ خروجي اصلي پيشرفته) و نشانگر يک سري، (به
- ACK شکل خلاصه شده کلمه acknowledgment به مفهوم تاييد و، تصديق، يک کد کنترلي (کاراکتر 6 اسکي
- VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي