تعمیر کار معنی انگلیسی serviceman واژههای انگلیسی با این معنی pattern generator مولد تعمير کار steeplejack بنا يا تعمير کار برج و مناره و دود کش بخاري serviceman عضو ارتش، تعمير کار.، نظامي utilities'man متخصص تعمير دستگاههاي حرارتي و برقي، تعمير کار تاسيسات communication technician تکنيسين مخابرات، تعمير کار فني مخابرات gunner's mate مکانيسين توپ، تعمير کار توپ (دريايي) job book کتاب راهنماي انجام کار، راهنماي کار تعمير دستگاهها recoverable item وسيله قابل اخراجات، وسيله قابل تعمير و به کار انداختن، وسايل قابل بازيابي deadline از کار افتاده، منتظر تعمير، متوقف کردن وسايل براي تعمير