تغلیظ معنی انگلیسی condensation واژههای انگلیسی با این معنی doping تغليظ، ناخالص سازي. unthickened تغليظ نشده، سيال gasoline gels سوخت تغليظ شده، بنزين تغليظ شده peptized fuel سوخت تغليظ شده deconcentrate از حالت تغليظ خارج کردن. pyrocondensation تغليظ يا تکاثف شيميايي بوسيله حرارت. dopant ماده اي که در فرآيند تغليظ اضافه مي شود، رجوع کنيد به: doping maple syrup شربتي که از تغليظ انواع افرا تهيه ميشود، عصاره يا شيره افرا. thickened fuel سوخت جامد، سوخت تغليظ شده condensed فشرده، خلا صه شده، تغليظ شده concenter متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغليظ کردن incondensable ناچگال پذير، خلاصه نشدني، تغليظ نشدني. concentrate متمرکزکردن، سخت ترياشديدترکردن، جمع کردن gaduate درجه دار(از دانشکده يا دانشگاه)، ديپلمه، ليسانسيه