تقسیم شده
معنی انگلیسی
divided
واژههای انگلیسی با این معنی
- divided تقسيم شده .
- polychotomous تقسيم شده بچند قسمت، چند اشکوبي.
- split window پنجره تقسيم بندي شده
- gametocyte سلولي که تقسيم شده و از ان سلول جنسي، بوجود ميايد.
- schiz- پيشوندي است به معني ((تقسيم شده)) ((تقسيم)) به لغاتي، که با - (o) schist شروع ميشوند نيز مراجعه فرمائيد.
- distributed fire آتش گسترده، آتش تقسيم شده، آتش توزيع شده
- distributed profit سود توزيع شده، سود تقسيم شده
- unitized load بار بسته بندي شده يا بار دست چين شده، بار تقسيم بندي شده
- quartile چهار يک، تقسيم شده به 3/4 و .1/4
- split screen صفحه شکسته، صفحه شکافته، صفحه تقسيم بندي شده
- owelty برابري، تساوي، سرانه نقدي که شريکي براي برابر شدن کالاي
- team handball court زمين بازي هند بال، مربع مستطيل 40 در 20، متر که با خطي به موازات خط دروازه به دو
- ISO/OSI model حروف اختصاري International Organization for، Standardzation Systems Interconnection model، يک
- fee tail تقسيم مالکيت اراضي بين مالک و ديگري، به نحوي که نصف آن براي خود مالک و نيم، ديگر به منتقل اليه (متهب) برسد
- retained earnings درآمدهاي تقسيم نشده، درآمدهاي متراکم -، شده