تمام شده
معنی انگلیسی
finished closed book
واژههای انگلیسی با این معنی
- finished تمام (شده)، پرداخته، باکمال
- dear-bought گران تمام شده، گران خريد
- cost price قيمت تمام شده
- exhausted materials مواد تمام شده
- finished floor level رقوم کف تمام شده
- basing point pricing قيمت تمام شده کالا
- cost ledger دفتر قيمت تمام شده
- cost records مدارک قيمت تمام شده، مدارک تعيين ارزش
- cost reduction تقليل قيمت تمام شده
- cost accounting حسابداري قيمت تمام شده، حسابداري هزينه، حسابداري صنعتي
- actual cost هزينه واقعي (تمام شده)
- cost of sales قيمت تمام شده کالاي فروش رفته
- complete transaction معامله قطعي و تمام شده که دنباله، نخواهد داشت
- finished goods stock موجودي کالاهاي تمام شده (در انبار)
- backlist تمام کتابهايي که توسط ناشري چاپ شده و، هنوز در معرض فروش است، فهرست کتابهاي
- cost-plus contract قرارداد براساس قيمت تمام شده به اضافه، درصدي به عنوان سود
- scrap heap policy رويه دورانداختن هر چيزي که نوي ان تمام شده، باشد
- after-taste احساس مزه بعد از اينکه عامل محرکه مزه تمام شده باشد
- cost plus pricing تعيين قيمت فروش با افزودن ضريب مخصوص، منفعت به قيمت تمام شده
- factor cost هزينه عامل توليد، قيمت تمام شده عامل توليد
- exhausted بکلي خسته، وامانده، تمام شده
- all over درهرقسمت، بطور سراسري، تمام شده .
- due out خاتمه يافته، گذشته، عمر قانوني تمام شده
- loss leader کالايي که با قيمت پايين (با ضرر) بفروش، ميرسد، کالايي که به منظور جلب توجه مشتري