تمبر
معنی انگلیسی
stamp
واژههای انگلیسی با این معنی
- stamp duty حق تمبر
- ink pad تمبر زدن، مهر، عيار
- handstamp مهر تمبر، مهر پستخانه، رجوع شود به rubber stamp
- postage stamp تمبر پست
- poststamp تمبر پست
- stamp tax تمبر عوارض، تمبر مالياتي.
- nondenominated تمبر بيبها
- philatelist تمبر جمع کن، تمبرشناس
- philately تمبر جمع کني، تمبر شناسي
- philatelic وابسته به تمبر جمع کني
- overprint موارد افزوده که روي تمبر چاپ کنند تا بها يا، مورداستعمال آنرا تغيير دهد
- precancel پيش از مصرف باطل کردن، تمبر باطل شده پيش از مصرف
- post card کارت پستال، کارت غير رسمي که تمبر روي ان چسبانده بجاي، کارت پستال است
- postcard کارت پستال، کارت غير رسمي که تمبر روي ان چسبانده بجاي، کارت پستال است
- label برچسب، کينه، تمبر
- franking machine دستگاهي که تاريخ و هزينه پست را روي کاغ، چاپ ميکند، نقش تمبر
- album جاي عکس، کتابچه عکس، جاي تمبر
- stamp مهر، نشان، نقش
- tromp مهر، نشان، نقش