تمدید
معنی انگلیسی
extension renewal
واژههای انگلیسی با این معنی
- protraction تمديد، امتداد، نقشه کشي مطابق مقياس معين
- prolongation تمديد، امتداد، ادامه
- inextensible تمديد ناپذير، بسط ناپذير، غير قابل انبساط
- prolongation of treaty تمديد مدت معاهده
- sit out خودداري بازيگر از تمديد قرارداد، رو کردن و فرار کردن از خاک (در کشتي)
- elongation امتداد، تمديد، تطويل
- extend درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن
- extendibility درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن
- upsurged درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن
- extendable توسعه پذير، قابل تمديد، قابل تعميم.
- inextensibility انبساط ناپذيري، تمديد ناپذيري
- preventive detention توقيف احتياطي، تمديد مدت حبس مجرم به عادت که تقريبا"، به سيستم اجراي نظر تشديد مجازات و يا
- renewal تجديد، تازه سازي، تمديد
- protracs طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن
- protract طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن
- stretchout گسترش ساعات کار بدون اضافه دستمزد يا با، اضافه دستمزد کم، تمديد زمان لازم براي
- continuation clause ماده تداوم، ماده اي که در قرارداد بيمه، ذکر گرديده و براساس آن قراداد بيمه تمديد
- continuation ادامه، مدوامت، تعقيب
- prolong دراز (تر) کردن، امتداد دادن، کش دادن
- hold over به تصرف ملک ادامه دادن، ادامه دادن، باقي ماندن