دیکشنری فارسی

renewal

UKrinjuːəl USrı'nu:əl

معنی فارسی

تجديد ، تازه سازي ، تمديد ، از سرگيري

بازسازي ، نوگري

هرچيز دوباره آغاز شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝl/n.

تجدید، تمدید، درازانش، ازسرگیری، بازآغاز

هر چیز تجدید یا بازآغاز شده

بازسازی، نوگری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the conversion of wasteland into land suitable for use of habitation or cultivation
  2. the act of renewing
  3. filling again by supplying what has been used up

مترادف‌ها

noun
1. Renovation, restoration, re establishment, repair.
2. Repetition, recommencement.

واژه‌های دیگر با معنی «تجديد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن