تملک معنی انگلیسی appropriation hand واژههای انگلیسی با این معنی gaining ownership تملک estate in remainder تملک معلق، ملک معلق، عبارت از آن است که شناسايي قانوني يک any cause سبب حق تملک repossession تملک ثانوي. uti possidetis تملک اراضي مفتوحه، تملک اراضي اشغالي fee simple حق تملک دائم (زمين)، حق الزحمه متعارف cost in use هزينه تملک و بهره برداري از ساختمان يا، کارخانه poss مخفف:، تملک، مثبت sergeanty انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوايفي، براي تملک تيول. controlling company موسسه اي که يک يا چند موسسه ديگر را، تحت کنترل يا تملک داشته باشد، رجوع کنيد به: patern company acquistion خريداري، تحصيل، تملک reebtry ورود مجدد، دخول مجدد، تملک مجدد. unappropriated تخصيص داده نشده، داده نشده، اعطا نشده take possession of تصرف کردن، متصرف شدن، تصاحب کردن accession جلوس، افزايش، اضافه