تمکین کردن معنی انگلیسی defer obey واژههای انگلیسی با این معنی submit to تمکين کردن condescend سرفرودآوردن - تمکين کردن - فروتني کردن descend پايين امدن، بزيرامدن، تمکين کردن stoop دولا شدن، خم شدن، دولا راه رفتن deign لطفاً، پذيرفتن، گذاشتن