تن بخش معنی انگلیسی representational واژههای انگلیسی با این معنی monopolylogue نمايشي که در آن يک تن عهده دارچند بخش است trichotomy تقسيم وجود انساني بسه بخش : تن و جان و روح insect حشره جانور بي مهره اي که از نظرجانورش ناشي، تن ان از سه بخش جداگانه representational وابسته به نمايندگي يا وکالت، تجسمي، تناور innervation تهيه پي، بخش پي، در جايي از تن تحريک پي