تن در دادن معنی انگلیسی acquiesce accede consent descend surrender undergo واژههای انگلیسی با این معنی acquiesce تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن unresisting تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن accepting پذيرفتن، قبول کردن، قبولي (براتي را) نوشتن accepts پذيرفتن، قبول کردن، قبولي (براتي را) نوشتن accept پذيرفتن، قبول کردن، قبولي (براتي را) نوشتن stoop دولا شدن، خم شدن، دولا راه رفتن suffer تحمل کردن، کشيدن، بردن sufferably تحمل کردن، کشيدن، بردن