تنور معنی انگلیسی furnace oven tandoor واژههای انگلیسی با این معنی oven تنور، براي نان پزي، اجاق tandoor تنور heldentenor هلدن تنور coke-oven تنور ذغالي، کوره ذغالي، بوته ذغالي oven dry در تنور خشک کردن، کوره خشک کردن basset horn قره ني داراي صداي تنور. althorn سازهاي بادي برنجي با صداي آلتو يا تنور، ساکس هورن، آلتوهورن furnace کوره، تنور، پاتيل chimney flow دودکش، سوراخ تنور