تهدید معنی انگلیسی intimidation menace scowl threat واژههای انگلیسی با این معنی intimidation تهديد، تشرزني، ترساندن threat تهديد، نشاني رويداد بد menace تهديد، تهديد کردن minacity تهديد threaten تهديد کردن، ترساندن، خبردادن از menacingly تهديد کنان، از روي تهديد minatory تهديد آميز، تهديد کننده intimidatory تهديد اميز launch a threat تهديد کردن minaciously تهديد کنان minacious تهديد کننده minatorily از روي تهديد threat appeal توسل به تهديد racketeer اخاذي به تهديد، گرفتن پول از سوداگران بزور و تهديد، باج سبيل ستاني hoid up راهزني با تهديد، وقفه terrorize با تهديد ترساندن، تهديد بکشتن کردن threat force نيروي تهديد کننده، نيروي دشمن، نيروي مخالف threaten with death تهديد به قتل کردن monition اخطار، تهديد، آگاهي overhang آويزان بودن، تهديد کردن، مشرف بودن impend مشرف بودن، تهديد کردن، متوجه بودن bullyrag ترساندن، تهديد کردن، دست انداختن. impendent مشرف، تهديد کننده، متوجه intimidator ترساننده، تهديد کننده، تشر زننده