launch a threat معنی فارسی تهديد کردن واژههای دیگر با معنی «تهديد کردن» threaten تهديد کردن، ترساندن، خبردادن از threaten with death تهديد به قتل کردن overhang آويزان بودن، تهديد کردن، مشرف بودن impend مشرف بودن، تهديد کردن، متوجه بودن bullyrag ترساندن، تهديد کردن، دست انداختن. menace تهديد، تهديد کردن terrorize با تهديد ترساندن، تهديد بکشتن کردن await منتظر بودن (يا شدن)، آماده بودن براي تهديد کردن terrorization حکومت باتهديد وارعاب، عمل ترور کردن، تهديد وارعاب terrorism اصول حکومت کردن يا مخالفت با دولت بوسيله، تهديد و ايجاد وحشت