تهی از معنی انگلیسی devoid واژههای انگلیسی با این معنی deflation تهي سازي از باد، تخليه باد jejunectomy در اوردن بخشي از روده تهي bare of عاري از، تهي از tearless بي اشک، تهي از اشک.، ناگريان indiscriminate ناشي از عدم تشخيص، تهي از تبعيض، نامشخص deflate باد (چيزي را) خالي کردن، از باد تهي کردن deflator باد (چيزي را) خالي کردن، از باد تهي کردن pneumatic tire لاستيک توپي چرخ، لاستيک ميان تهي که از باد پر کرده براي دوره، چرخ بکار مي برند void تهي، خالي، بي متصدي vacate خالي کردن، تهي کردن، تخليه کردن siphon زانويي : لوله خميده براي تهي کردن آبگونه اي، از ظرفي بيآنکه آنرا سرازير کنند syphon زانويي : لوله خميده براي تهي کردن آبگونه اي، از ظرفي بيآنکه آنرا سرازير کنند eviscerate روده دراوردن از، شکم دريدن، تهي کردن desilverize تهي ازسيم کردن، نقره گرفتن از