توارث
معنی انگلیسی
inheritance
واژههای انگلیسی با این معنی
- inheritable قابل توارث، ميراث بردني، بارث رسيدني
- nulliplex inheritance توارث نهفته
- hologyny توارث مادري.
- inheritability قابليت توارث
- polygenic inheritance توارث چند ژني
- hereditably بطورقابل توارث، چنانکه بتوان ارث برد
- germ-plasm قسمت قابل توارث نطفه
- germ plasm قسمت قابل توارث نطفه .
- life peer لرد يا اشرافي غير قابل توارث، عنوان.
- salic law محروميت اولاد اناث از توارث تاج وتخت.
- salique law محروميت اولاد اناث از توارث تاج وتخت.
- heritable ارث بردني، قابل توارث، بارث رسيدني
- hereditable ارث بردني، قابل توارث، وارثت پذير
- self acquired کسب وتحصيل شده بوسيله خود شخص (نه از، راه توارث).
- heredities انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث
- heredity انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث
- devolution واگذاري، انتقال، نزول
- inheritance ارث، ميراث، مرده ريک