توصیف کردن معنی انگلیسی delineate modify واژههای انگلیسی با این معنی qualifies توصيف کردن، تعريف کردن، داراي شريط لازم کردن qualify توصيف کردن، تعريف کردن، داراي شريط لازم کردن characterize توصيف کردن (بانشانهاي اختصاصي)، مشخص کردن describe شرح دادن، توصيف کردن، تعريف کردن portray تصوير کشيدن، خوب توصيف کردن، خوب نمايش دادن delineate طرح کردن، کشيدن، رسم کردن delineative طرح کردن، کشيدن، رسم کردن