توطئه کردن معنی انگلیسی brew collude connive conspire frame plot واژههای انگلیسی با این معنی cabal دسته بندي کردن، اسباب چيني (کردن)، توطئه (کردن) practise or tice عمل کردن، دنبال کردن، مشق دادن conspire توطئه چيدن براي کار بد، هم پيمان شدن، درنقشه خيانت شرکت کردن. conspiratress توطئه چيدن (ياکردن، ) اسباب چيني کردن، انديشه کردن در counterplot دسيسه دربرابردسيسه، توطئه متقابله، دفع کردن